رویای طلایی دختر نقرهای تکواندو؛ نگار صبری از سمنان تا سکوی افتخار

تکواندو برای نگار صبری تنها یک رشته ورزشی نیست؛ سفری است از کودکی تا بلوغ، از اولین کمربند زرد تا مدال نقره کشوری، از اشک شکست تا لبخند پیروزی. دختر جوانی که با حمایت خانواده و هدایت مربیاش راضیه آقاجانپور، مسیر سخت قهرمانی را گامبهگام طی کرده و حالا رؤیای ایستادن بر سکوی جهانی را در سر دارد. او در گفتوگویی صمیمی با ما از مسیر رشد، سختیها، انگیزهها، و نگاهش به آینده گفت — از دختری که در کودکی با برادرش بازیهای رزمی میکرد، تا بانویی که امروز پرچم امید تکواندو استان سمنان را بالا برده است.
نایبقهرمان مسابقات امید کشور، جام دوستی ایران و کره جنوبی
– نگار جان، کمی از خودت بگو. از کِی و چطور وارد دنیای تکواندو شدی؟
من ۱۹ سالمه و از ۱۰ سالگی وارد دنیای تکواندو شدم. بچه پرانرژیای بودم و مدام با برادرم سر و کله میزدم. او اولین کسی بود که تکواندو را به من معرفی کرد و گفت «این ورزش برای توئه!» راستش در ابتدا هیچ ایدهای نداشتم، اما وقتی وارد سالن شدم و اولین بار لباس سفید تکواندو را پوشیدم، حس خاصی داشتم؛ انگار قرار بود مسیر زندگیام از همانجا شروع شود.
– اولین تجربه مسابقهات را به خاطر داری؟
بله، تازه کمربند زرد گرفته بودم که مسابقات شهرستانی برگزار شد. با سه مبارزه پیاپی قهرمان شدم. همان موقع فهمیدم این ورزش چیزی فراتر از یک بازی است؛ تکواندو برای من شد معنای «اراده».
– در این مسیر چه کسانی بیشترین تأثیر را رویت گذاشتند؟
بدون شک مربی عزیزم راضیه آقاجانپور. او نهتنها مربی بلکه تکیهگاه و الگوی من در تمام این سالها بوده. همیشه به من ایمان داشته و حتی وقتی خودم به تواناییهایم شک میکردم، او ایمانش را از دست نمیداد. خانوادهام هم از همان ابتدا پشتم بودند؛ از نظر روحی، مالی و حتی زمانی هیچوقت تنهایم نگذاشتند.
– از رقابتهای جام دوستی ایران و کره جنوبی بگو. سطح مسابقات چطور بود؟
این رقابتها در واقع انتخابی تیم ملی امید هم بود و به همین دلیل سطح فنی بسیار بالایی داشت. ۸۴ تکواندوکار از سراسر کشور شرکت کرده بودند. من ۷ بازی انجام دادم و با ۶ پیروزی نایبقهرمان شدم. لحظهای که به فینال رسیدم، احساس میکردم تمام خستگیهای سالها تمرین شسته شده.
– دشوارترین مبارزه برایت کدام بود؟
نیمهنهایی. حریفم تجربه بالایی داشت و لحظهبهلحظه مبارزه نفسگیر بود، اما صدای استادم از کنار تشک که فریاد میزد «تمرکز کن نگار!» باعث شد انرژی بگیرم.
– اگر به فینال برگردی، چه چیزی را تغییر میدهی؟
سعی میکردم کمتر تحتتأثیر جو سالن قرار بگیرم و تمرکزم را روی اشتباهات حریف بگذارم. شاید همین تفاوت کوچک، رنگ مدالم را طلایی میکرد.
– روزت چطور میگذرد؟ تمریناتت چقدر جدی است؟
روزانه تمرینات تخصصی دارم که شامل بخش هوازی، بدنسازی و فنی است. همه زیر نظر استاد آقاجانپور انجام میشود. در مسیرم بارها مصدومیت، کمبود امکانات و فشار مالی را تجربه کردم، اما هیچوقت تسلیم نشدم.
– در روزهای سخت چه چیزی باعث ادامه دادن میشود؟
فکر اینکه الان در جایی دیگر، رقیبم در حال تمرین است! همین انگیزه کافیست تا دوباره شروع کنم.
– جایگاه بانوان رزمیکار در جامعه امروز را چطور میبینی؟
خوشبختانه با افتخارآفرینی بانوانی مثل غزل سلطانی و مبینا شاکری نگاه جامعه تغییر کرده. مردم حالا به دختران رزمیکار با احترام نگاه میکنند.
– پیامت برای خانوادههایی که هنوز با حضور دخترانشان در ورزش مخالفاند؟
میگویم: دختر شما قویتر از چیزی است که تصور میکنید. بگذارید خودش را تجربه کند؛ ورزش فقط قدرت بدنی نیست، قدرت روحی است.
– از مسئولان ورزشی استان چه انتظاری داری؟
نگاه عادلانه و حمایت مالی. استعداد در بخش بانوان زیاد است اما حمایتها هنوز کافی نیست.
– خارج از تمرین چه کارهایی میکنی؟
عاشق فیلم دیدن و گوش دادن به موسیقیام، مخصوصاً وقتی رانندگی میکنم.
– اگر مربی شوی، چه چیزی را اول به شاگردانت یاد میدهی؟
اخلاق. چون قهرمان بدون اخلاق، قهرمان نیست.
– از شکستها چه آموختی؟
یاد گرفتم که شکست، تمرین پیروزی است.
– هدف بعدیات چیست؟
میخواهم به تیم ملی امید راه پیدا کنم و در میادین آسیایی و جهانی برای ایران بدرخشم.
– و حرف آخر؟
از مربی عزیزم خانم راضیه آقاجانپور، خانوادهام و همباشگاهیهایم که در تمام مسیر کنارم بودند، صمیمانه تشکر میکنم. امیدوارم روزی برسد که رسانهها بیشتر به ورزش بانوان بپردازند و دختران سرزمینم باور کنند که میتوانند هر رؤیایی را لمس کنند.
بدون نظر! اولین نفر باشید