پرستار نمونه کشوری: پرستاری هنر عشقورزی آمیخته با علم است

پرستاری، شاید در نگاه اول شغلی در حاشیه پزشکی به نظر برسد، اما در حقیقت ستون پنهان نظام سلامت است. آنان که با سکوت و صبوری، شبهای بیمارستان را به صبح میرسانند، در واقع نگهبانان خاموش حیاتاند. در روزگاری که بیماران تنها به دارو و درمان وابسته نیستند، بلکه به لبخند و اطمینان پرستار نیاز دارند، ارزش این حرفه چندین برابر میشود.
در بیمارستانهای کشور، در اتاقهای مراقبت ویژه، در میان صدای دستگاهها و تپش نگران خانوادهها، چهرههایی هستند که شاید نامشان در تابلوها نیاید، اما نفسهای بیماران مدیون حضور آنان است. پرستارانی که نهتنها وظیفه مراقبت دارند، بلکه با حضورشان به بیماران امید میدهند و با دستانشان، آرامش تزریق میکنند.
الهام زمانیپور یکی از این چهرههاست. زنی از دیار سمنان که با بیش از دو دهه تجربه، عشق به انسان را با علم پرستاری درآمیخته و امروز نامش در میان پرستاران نمونه کشور میدرخشد.
او از نسلی است که در بحرانها عقب ننشست، در شبهای کرونایی کنار تخت بیماران ایستاد و در ساعات سخت شیفتهای شبانه، با چشمان خسته اما دلی آرام، امید را زنده نگه داشت.
پرستاری از نگاه او شغل نیست؛ رسالت است. رسالتی که در آن باید علم، احساس و ایمان را در هم آمیخت تا بتوان به انسان، دوباره زندگی بخشید. زمانیپور باور دارد پرستار تنها یک مراقب نیست، بلکه شریک لحظههای حیاتی بیمار است.
در گفتوگوی ما با او، نهتنها سخنان یک پرستار با سابقه، بلکه اندیشه زنی را میشنویم که پرستاری را فلسفهای برای زیستن میداند. او از چالشها، امیدها، تلخیها و زیباییهای مسیر خود میگوید؛ از روزهایی که مرگ و زندگی در چند ثانیه معنا پیدا میکرد و از لحظههایی که معجزه را با چشم دید.
زمانیپور در میان گفتههایش، از دغدغههای صنفی، کمبود نیرو، فشار کاری و امید به اجرای کامل قانون تعرفهگذاری میگوید؛ اما در پایان، باز هم از عشق سخن میگوید. عشقی که او را در این مسیر نگه داشته و به همه سختیها معنا بخشیده است.
در ادامه روایت پرستاری است که «لباس سفید» را نه برای شغل، بلکه برای عشق پوشیده است.
زمانیپور، میگوید عشق و دانش دو بال موفقیت در پرستاریاند. به نظرم همکاران پرستاری من همه عالی هستند، اما داشتن پشتوانه علمی، سختکوشی، دقت و ارتباط مؤثر با بیماران عامل موفقیت است و البته عشق به این کار در اولویت قرار دارد.
او پرستاری را نه تنها یک شغل بلکه نوعی نگاه به زندگی میداند: پرستار بودن یعنی درک لحظه، یعنی فهمیدن درد دیگری، یعنی گاهی فقط شنیدن و ساکت ماندن. بیمار بیش از دارو، به احساس امنیت نیاز دارد.
در طول ۱۵ سال فعالیت در بخش مراقبتهای ویژه، لحظات تلخ و شیرین بسیاری را تجربه کرده است.در ICU، از دست دادن بیماران جوان یا کودکان بسیار تأثربرانگیز بود، اما بازگشت بیماران به زندگی، لمس معجزه خداوند است.
او با لحنی آرام ادامه میدهد: پرستاری هنر عشقورزی به انسان است که با علم درآمیخته تا به حفظ و ارتقای سلامت بینجامد.
زمانیپور به شرایط دشوار کاری پرستاران اشاره میکند و با نگرانی از فشار کاری بالا میگوید: جامعه پرستاری خسته از تلاش برای اجرای قوانینی است که روی کاغذ نوشته شده ولی در مرحله عمل مشکل دارد. نسبت تعداد پرستار به تخت بیمار در کشور ما حتی با کشورهای منطقه هم قابل مقایسه نیست.
او با وجود تمام سختیها، اجرای قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری را روزنهای از امید میداند: با اجرای تعرفهگذاری، قدمی مثبت برداشته شد، اما هنوز فاصله زیادی داریم. تفاوت شیفت شب یا ایام تعطیل با کارمندان ادارات در پرداختها دیده نمیشود.
زمانیپور از نارضایتی و مهاجرت نیروهای پرستاری سخن میگوید؛ مسألهای که به گفته او خسارت بزرگی برای نظام سلامت کشور است.
برای آموزش هر پرستار هزینه زیادی صرف میشود، اما به دلیل نارضایتی و فرسایش روحی، بسیاری از همکاران یا مهاجرت میکنند یا به مشاغل دیگر روی میآورند.
نقش پرستار در درمان بیماران
او نقش پرستاران را همچون کارگردان فیلم میداند که تمام اجزای صحنه را مدیریت میکند: پزشک شاید یک دقیقه بیمار را ویزیت کند، اما پرستار باید ۲۴ ساعت مراقب او باشد. پرستار است که جزئیات را میبیند و پیش از بروز خطر، اقدام میکند.
تشخیصهای نجاتبخش
زمانیپور میگوید: بیشترین رضایت شغلیاش زمانی است که تشخیص پرستاری درستی میدهد: گاهی تصمیم بهموقع من باعث نجات جان یک بیمار شده. آن لحظه احساس میکنم سهم کوچکی از لطف خدا نصیبم شده است.
او ادامه میدهد: پرستاری یعنی تصمیم گرفتن در تاریکی، با قلبی روشن. باید هم علم داشت، هم شهود، هم ایمان.
آموزش و تربیت پرستاران
در بخش دیگری از گفتوگو، زمانیپور به وضعیت آموزش پرستاری اشاره میکند: خوشبختانه سرفصلهای آموزشی در دانشگاهها جامع است. دانشجویان در دورههای کارآموزی با چالشهای واقعی روبهرو میشوند و تجربههای بالینی ارزشمندی کسب میکنند.
با این حال تأکید دارد که باید پیوند میان آموزش تئوری و مهارت عملی بیشتر شود: گاهی دانشجویان پرستاری در محیط واقعی درمان احساس ناتوانی میکنند. حمایت و آموزش مداوم از سوی بیمارستانها ضروری است.
ایستادگی در بحرانها
او از روزهای سخت کرونا یاد میکند، روزهایی که پرستاران با جان خود از بیماران حفاظت کردند: دوران کرونا برای ما مثل جبهه جنگ بود. بعضی از همکارانم مبتلا شدند، بعضی دیگر شهید خدمت شدند. اما هیچکس صحنه را ترک نکرد.
او همچنین به بحرانهای دیگر اشاره میکند و میگوید: در هر بحرانی، پرستار همیشه خط مقدم است. در جنگ ۱۲ روزه هم نشان دادیم که جامعه پرستاری برای مردمش میایستد.
توصیه به نسل جوان پرستاری
بازار کار پرستاری خوب است، اما درآمد با سختی و فشار کاری تناسب ندارد. اگر کسی واقعاً عاشق کمک به انسانهاست، وارد این مسیر شود، نه برای حقوق و مزایا.
دعای بیماران؛ بزرگترین پاداش
دعای بیماران گرهگشای زندگیام بوده است. گاهی حس کردهام برکتی که در زندگیام هست، از همان دعای بیریای بیماری است که لبخندش را دیدم.
بیمارستان کوثر، تجربهای ارزشمند
کار در بیمارستان جنرال مثل کوثر تجربهای بیبدیل است. تنوع بیماران باعث میشود هر روز چیز تازهای یاد بگیریم. بیمارستان کوثر در زمینه قلب، داخلی و جراحی بسیار قوی عمل میکند.
تعامل میان پزشک و پرستار
تعامل میان پزشک و پرستار بسیار تعیینکننده است. پزشک با اعتماد به پرستار، روند درمان را بهتر پیش میبرد. پرستار هم باید با احترام و دقت، پل ارتباطی میان تیم درمان و بیمار باشد.
زمانیپور در پایان گفتوگو میگوید:خدا را شکر مسئولان به مشکلات جامعه پرستاری واقفاند. به امید روزی که ستارههای آسمان پرستاری در کشورم پرنورتر از همیشه بدرخشند. آرزویم سلامتی برای مردم و عزت برای وطنم است. همچنین جا دارد از همسرم نیز بابت تمام همراهی در مسیر کاریم تقدیر و تشکر داشته باشم.
بدون نظر! اولین نفر باشید