حضور مسئولان در منزل سیفالله یحیایی و روایتهایی از یک عمر خدمت فرهنگی و ورزشی
***سخنان مدیرکل آموزش و پرورش؛ بزرگداشت مقام معلم
در ابتدای نشست، مدیرکل آموزش و پرورش با اشاره به سابقه چند دههای یحیایی در حوزه تعلیموتربیت و مدیریت ورزشی گفت:«جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند زنده نگه داشتن نام و یاد معلمان پیشکسوت است. شخصیتهایی مانند آقای یحیایی که هم در سنگر آموزش و هم در میدان ورزش منشأ اثر بودهاند، الگوهایی ماندگار برای نسل جوان هستند. اگر امروز در مدارس و جامعه شاهد رشد استعدادهای ورزشی و اخلاقی هستیم، حاصل تلاش همین چهرههایی است که سالها بدون توقع و چشمداشت، برای مردم وقت گذاشتند.»
وی افزود:«در آموزشوپرورش، مدیرانی که با نگاه تربیتی رشد یافتند، کمتر به دنبال میز و عنوان بودند؛ آنچه برایشان اهمیت داشت، ساختن انسان بود. آقای یحیایی نمونه روشن یک فرهنگی متعهد است که مدیریت را با روحیه مربیگری و انسانسازی آمیخت.»
مدیرکل در بخش دیگری از صحبتهای خود، با اشاره به سابقه حضور یحیایی در سپاه، تربیتبدنی، آموزشوپرورش استثنایی و اداره ورزش و جوانان گفت:
«این حجم گسترده از تجربههای اجرایی و تربیتی، تنها نصیب افرادی میشود که هم توان دارند و هم اخلاق. حضور امشب ما در خانه این پیشکسوت، ادای دینی کوچک به بزرگانی است که چراغ راه نسلهای بعد بودهاند.»
در این دیدار که با همکاری مشترک اداره کل آموزش و پرورش و اداره کل ورزش و جوانان استان و با حضور جمعی از مدیران و پیشکسوتان برگزار شد، مدیرکل آموزش و پرورش استان سمنان با اشاره به اشتراکات ارزشمند بین دو نهاد آموزش و پرورش و ورزش و جوانان، این همکاری را زمینهساز توفیق زیارت و تجدید دیدار با این پیشکسوت بزرگوار عنوان کرد.
شریفی در سخنان خود، با تجلیل از خاطرات نیک و خدمات ارزنده سیفالله یحیایی، اظهار داشت: خدمات مثالزدنی حضرتعالی در عرصه تعلیم و تربیت شهرستان سمنان و سطح استان، همراه با صداقت، خلوص، اخلاق و متانت، همواره برای ما درس و الگو بوده و هست.
وی افزود: آموزش و پرورش استان سمنان همواره مدیون زحمات بزرگان و پیشکسوتانی است که بنیانگذار بسیاری از طرحها و تصمیمات کشوری بودند که الگویی برای سایر استانها شد و این افتخار بزرگی برای این دیار است.
***خاطرات سیفالله یحیایی؛ از صف اتوبوس تهران تا تشک کشتی
یحیایی، پس از تشکر از میهمانان، با همان تواضعی که حاضران از او سراغ داشتند، بخشی از خاطرات زندگی حرفهای و فرهنگی خود را بیان کرد؛ خاطراتی که هم شیرینی رفتارهای انسانی را در دل داشت و هم تلخی سالهایی که با رنج و عشق گذشت.
***خاطره نخست: اتوبوس ترمینال تهران و اشک فروخورده یک معلم
یحیایی با بغضی که لحظهبهلحظه در صدایش بیشتر میشد گفت:«یک روز در زمان دانشجویی، از تهران برمیگشتم. ترمینال بسیار شلوغ بود. مردی با چهرهای خسته و رنگسوخته وارد اتوبوس شد. بلیت نداشت و راننده با بیاحترامی او را از صندلی بلند کرد. صحنه برایم بسیار سنگین بود. بلند شدم و جایم را به او دادم. وقتی نشست، از فرط خوشحالی مثل گل باز شد. همانجا یکی از مسافران گفت: این کار فقط از یک معلم برمیآید.
این جمله هنوز هم که یادش میافتم بغضم میگیرد. فهمیدم جامعه از معلم انتظار بزرگی دارد؛ انتظاری که به دل آدم نیرو میدهد.»
***خاطره دوم: مسابقات کشتی دانشگاه و کشتیگیر ناشناس ۸۶ کیلویی
یحیایی که سالها مربی تیم دانشگاه سمنان بوده است، از یکی از روزهای مسابقات منطقهای کشتی گفت:
«داشتم روی یک تشک مربیگری میکردم که صدایم زدند. کشتیگیری برای تیم ما آمده بود که اصلاً او را نمیشناختم؛ نه در تمرینات شرکت کرده بود و نه دیده بودمش. ۸۶ کیلویی بود و از گرمسار آمده بود.
در همان مسابقه، بیدرنگ ضربه شد و از تشک پایین آمد. هنوز درست نفهمیده بود پیروز شده یا شکست خورده! بعد برای مسابقه بعدی مقابل کشتیگیر مازندرانی قرار گرفت. وقتی دیدم پسر ما روی پل افتاده، داد زدم: پاتو قیچی کن پسرم! اما خودش خندید و گفت: «بابا من طالب ضربهام!»
خاطرات کشتی پر از همین لحظههای عجیب و شیرین است.»
پرویز مداح یکی از پیشکسوتان به روزهایی اشاره کرد که مسئولیتها و روابط اداری رنگ و بوی صمیمیت داشت:
«یادم هست شب بازنشستگی یکی از روسا، همه ما را دعوت کرد. از قم قرآنهای بسیار نفیسی آورده بود و به هر کداممان هدیه داد. آن شب برای ما یادآور روزهایی بود که روابط اداری، رفاقت و احترام واقعی را در خود داشت.»
دیدار با یحیایی با گفتوگوهای خاطرهانگیز، شوخیهای دوستانه و مرور سالهای دور ادامه یافت. حاضران این دیدار را گامی ارزشمند برای تکریم پیشکسوتان و انتقال تجربه دانستند.
در پایان، عکس یادگاری گرفته شد و مدیرکل آموزش و پرورش بار دیگر بر ضرورت استمرار این دیدارها تأکید کرد.
بدون نظر! اولین نفر باشید