روایت صبر دو مادری که سالها بار داغ فرزندانشان را بر دوش میکشند
در ادامه برنامه دیدار با خانوادههای معظم شهدا، شهردار مهدیشهر به دیدار خانواده دو شهید نوجوان دفاع مقدس رفت؛ دیداری که زیر سایه نام «مادر» و روایت صبوری و استقامت برگزار شد.
در نخستین دیدار، شهردار وارد خانهای شد که سکوتی سنگین اما حماسی بر آن جاری بود؛ خانه شهید عباس عرب، طلبه ۱۷ سالهای که در وصیتنامهاش نوشته بود:وقتی خبر شهادتم رسید، مبادا خود را برای تشییعجنازه آماده کنید؛ به جبهه بشتابید و سنگر خالیام را با اسلحه خونینم پر کنید…
اکنون، سالها بعد، مادر شهید در خاموشی مطلق و زندگی نباتی فرورفته است؛ سکوتی که نه از ناتوانی، که از عمق سالهای فراق برآمده است. دو دخترش صبورانه از او پرستاری میکنند؛ گویی هنوز وصیت برادر را پاس میدارند و نگهبان خانهای هستند که بوی ایمان و وصیتنامههایی از نوجوانانی میدهد که «پشت لبشان هنوز سبز نشده بود».
در خانه دوم، فضای دیگری حاکم بود؛ فضایی آمیخته با عطر مشهدالرضا(ع) و نامی گرهخورده با ضامن آهو. این خانه، خانه شهید غلامرضا ذاکریان بود؛ نوجوانی نذرشده به امام رضا(ع) که خانوادهاش سالها منتظر تولد او بودند.
شهید ذاکریان در روزهای حضور در جبهه، از آرزویی میگفت که سالها در دلش مانده بود؛ آرزویی عاشقانه و رضوی که به شکلی شگفتانگیز در واپسین لحظات عمرش به حقیقت پیوست.
شهردار مهدیشهر در این دو دیدار، با خانوادهها گفتگو کرد و ضمن گرامیداشت یاد شهیدان، بر ادامه خدمترسانی به خانوادههای ایثارگر و زنده نگهداشتن یاد شهدا تأکید کرد.
بدون نظر! اولین نفر باشید